کچـــــلباند آریا ♫ ♪ ♫ ♪ ♪
قالب وبلاگ
 نمونه سوالهای رایج توی همه ی خونه ها :
 این تلویزیون بی صاحاب واسه کی روشنه ؟
 چی از جون این یخچال بدبخت میخوای ؟
 کی لامپ دستشویی رو روشن گذاشته ؟
 کی دمپایی دستشویی رو خیس کرده ؟
 این موقع شب با کی حرف میزنی ؟
 چشمات در نیومد پای این کامپیوترِ کوفتی ؟
 کی غذای منو خورده ؟

***

 عوارض جانبی بعد از یک شکست عشقی چیه ؟
 در آوردن گوشی از حالت سایلنت !
 نبردن گوشی به دستشویی و حمام !
 از رمز درآوردن اینباکس گوشی !
 پاک کردن آثار جرم !
 خواب راحت …
 زندگی راحت …
 آرامش همراه با گریه !
 تموم نشدن شارژ ایرانسل بعد ۶ ساعت !

***


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ محسن یگانه ] [ ]

 

گل ماه تولد شما چيست؟


فروردين__گل رز*بسيار رک گووعاشق مسافرت


ارديبهشت__گل نسترن*فردى صبورپرطاقت وداراى ارادہ بسيارقوى،قابل اعتماد


............
خرداد__گل ياس*رفتار دوستانه اى دارى،رک گووپرحرف


........
تير__گل بنفشه*داراى ذهن خلاق،ودرخانه بيشترازهمه جااحساس امنيت

وآرامش ميكنيد


........
مرداد__گل شب بو*بامحبت،خونگرم،دلسوز اما كمى عصبى


..........
شهريور__گل داوودى*متفکروانديشمند


.........
مهر__گل زنبق*مهربان محبوب،وسرشت سخاوتمندى داريد


.........
آبان__گل اركيده*به سرعت تصميم ميگيردودركارش بسيارسریع وچابک است


.........
آذر__گل مریم*احساساتى،صادق،باوفا،بشاشو خوش اخلاق


..........
دى__گل هميشه بهار*اهل رقابت،دوست بازى وقابل اعتمادو امين،وبسيار

تودار


...........
بهمن__گل گلايل*خيلى باهوش،وميدانيد چه ميكنيد


............
اسفند__گل نرگس*مهربان،باگذشت،بسيارتوداروبه هيچ وجه خودخواه نيست

 

 

تمام  این  گلهای  زیبا  تقدیم  دوستانم

[ ] [ ] [ مرسا ] [ ]

یادش بخیر

لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواب

بین ساعات7:00 تا7:15 وجود داشت

توی هیچ چیزی دیگه وجود نداشت و ندارد و نخواهد داشت

یادش بخیر؛ در به در دنبال یکی میگشتیم کتابامونو جلد کنه!

همیشه توی مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم تا 

ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من میفته.

یادش بخیر یکی از استرس های زمان مدرسه این بود که زنگ ورزشمون 

چه روزیه و چه ساعتی؟!! افتادن زنگ ورزش اونم دو زنگ آخر پنجشنبه 

از انتصاب به عنوان مدیر کل شرکت مایکروسافت هم بالاتر بود

من مدرسه که می رفتم همیشه سر کلاس به این فکر میکردم که 

اگر پنکه سقفی بیفته کله کیا قطع میشه!

وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم الکی مداد رو بهونه میکردیم 

بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال بتراشیم

تو مدرسه آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم

درستون کجاستاونا یه درس از ما عقب تر باشن

یادتون میاد اوج احتراممون به یه درس این بود که

دفتر صد برگ واسش انتخاب می کردیم !!!!!

یادش بخیر..........

پیشاپیش مهر به بچه های با مهر قدیمی مبارک...

[ ] [ ] [ طوطی ] [ ]

خدایا الودگی ادم ها از حد گذشته....

دنیا را چند روز تعطیل نمیکنی؟؟؟

*********

کاش میدانستی .....

قهر میکنم که دستانم را محکم تر بگیری و بگویی بمان...

نه اینکه شانه بالا بیندازی و بگویی هر طور راحتی....

*******

وقتی "مشترک مورد نظر"هست ولی "در دسترس"نیست

ناچار میشی رو کنی به مشترکی که "در دسترس "هست ولی "مورد نظر "نیس...

********

از وقتی که نیستی ...

خدا میداند ...

چقدر اب به صورتم پاشیده ام...

لعنتی...

این کابوس انقدر واقعیست ...

که از خواب بیدار نمیشوم..

******

از تکرار دوستت دارم خسته شدم کمی هم تو بگو تا من ناز کنم...

نترس باورم نمیشود...

*******

این بار تو بگو دوستت دارم ..

نترس...

اسمان را گرفته ام که به زمین نیاید...

[ ] [ ] [ raha14 ] [ ]

با جنبه هاش برن ادامه مطلب

 

در ضمن /ظمن/زمن/ذمن نظر  یااااااااااااااادتون نره


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ raha14 ] [ ]

پاییز آمدست که خود را ببارمت

پاییز لفظ دیگر”من دوست دارمت”

بر باد می دهم همه ی بود خویش را

یعنی تو را… به دست خودت می سپارمت

پاییزت پر از رگبار آرزوهای قشنگ

اولین لحظه های پاییزت از نم نم باران خوشرنگ

و من آرزومند آرزوهایت . . .

نه بهار با هیچ اردیبهشتی

نه تابستان با هیچ شهریوری

ونه زمستان با هیچ اسفندی

اندازه پاییز به مذاق خیابانها خوش نیامد

پـائیز مــهری داشـت کـه بـــَر دل هـر خیـابان مـی نشست . . .

من متولدِ پاييزم،

فصل ِ زردی

فصل ِ بادِ وحشی

فصل ِ شاعرهای پير

فصل ِ نقاشان بی نظير

کس چه می داند!

شايدم بس دلگير!!

راستي چه کسی می گفت؟

« زندگی تر شدن پی در پی در حوضچه اکنون است »

گويا سهراب هم تر شده بود…!

من متولد پاييزم

فصل ِ دلسردی عشق

فصل ِ افتادن ِ برگ

فصل ِ تولد ِ رنگ!

و تـــو هم، متولد پاييز

تو هم ســرد!

تو هم بــاد!

من متولد پائيزم

فصل ديدن رنگ در بعد نگاه

فصل آرامش دل

فصل غوغای نگاه!

فصل خواهش

فصل سايه

فصل باران

بـــاران!

وقت خریدن لباس های پاییزی دقت کنید :

لباس هایی با جیبهای بزرگ به اندازه ی دو دست !

شاید همین پاییز عاشق شُدید . . .

 

[ ] [ ] [ طوطی ] [ ]

 

یک روز، آخرای ساعت کاری بانک، پسر بچه ای با یک قبض در دست نزد

 

تحویل دار بانک رفت و گفت: لطفا این قبضو پرداخت کن.

 

تحویل دار گفت: پسر جان وقتش گذشته و سایت هارو بستیم، فردا صبح بیار

 

انجام میدم.

 

پسر بچه گفت میدونی من پسر کیم؟! بابام هم بیاد همینو میگی؟!

 

تحویل دار گفت پسر هر کیم که باشی ساعت کاری بانک تموم شده و سایتو

بستیم!

 

پنج دقیقه بعد پسر بچه با یه مردی که لباسهای کهنه و چهره رنجیده داشت اومد.

 

تحویل دار فهمید که باباشه.

 

بلندشد و به قصد احترام تحویلش گرفت!

 

قبض و پولشو گرفت و گفت چشم کار شمارو انجام میدم،

 

ته قبضو مهر کرد و تحویل داد؛

 

البته قبض رو داخل کشو گذاشت تا فردا صبح پرداخت کنه

.

پسر بچه گفت دیدی بابامو بیارم نمیتونی نه بهش بگی و بعدش خندید.

 

پدر به پسرش گفت برو بیرون و منتظر بمون تا منم بیام،

 

وقتی پسر بچه رفت باباش اومد و به تحویل دار گفت ممنون بابت اینکه

 

جلوی بچه ام بزرگم کردی!

 

تحویل دار گفت: این کارو به خاطر بچه ات انجام دادم!

 

از دیدگاه بچه، پدر، بزرگ ترین فرد تو دنیاست که حلال تموم مشکلاته،

 

نخواستم ذهنیتش تغییر کنه....

 

چقدر بعضی از آدمها با فهم و کمالات هستن.واقعا همه زندگی یک بچه

 

پدر و مادرش هستن.بیاید امسال با احترام به دیگران که در واقع احترام

 

به خود مون هم هست،از زندگیمون بیشتر لذت ببریم

[ ] [ ] [ مرسا ] [ ]

کنارت هستند… تاکی؟ تاوقتی که به تو احتیاج دارند.از پیشت میروند یک روز… کدام روز؟ وقتی کسی جایت امد. دوستت دارند تا چه موقع؟ تا موقعی که کسی دیگر را برای دوست داشتن پیدا کنند. میگویند عاشقت هستند برای همیشه نه. فقط تاوقتی نوبت بازی باتو تمام بشود واین است بازی باهم بودن

خـدایا... چه ساخته ای ؟ دل آدم هایت یکی ازیکی سنگی تر ! ! دروغ هایشان یکی از یکی زیباتر .. نگاه هایشان یکی از یکی معنی دار تر و سنگیـــن تر ! ! روحشان یکی از یکی هفت رنگ تر.. وهر یک برای خـود، یکی از یکی خـدا تر

[ ] [ ] [ طوطی ] [ ]

 

خانم  جوانی  که  درکودکستانی  برای  کودکان 4 ساله

  کارمیکرد،میخواست  چکمه  های  بچه ای رو 

 

پاش  کنه  ولی  چکمه  های  بچه  به  پاش  نمیرفت...

 

بعد از کلی فشار و خم و راست شدن ، بچه رو بغل میکنه و می ذاره روز میز .

 

بعد روی زمین

 

بالاخره با هزار جا به جایی و فشار ، چکمه ها رو پای بچه میکنه و یه

نفس راحت میکشه که...

 

هنوز آخیش گفتن تموم نشده که بچه میگه : این چکمه ها لنگه به

لنگه است!!!

 

خانم ناچار با هزار فشار و این ور اون ور شدن و مواظب شدن که بچه

نیوفته،

 

هرچی میتونست کشید تا بالاخره بوت های تنگ رو یکی یکی از پای

بچه در آورد...

 

گفت ای بابا!!!

 

و باز با همان زحمت زیاد پوتین هارو این بار دقیق و درست پای بچه

کرد که لنگه به لنگه نباشه!!!

 

ولی با چه زحمتی که بوت ها پای بچه نمی رفتن و با فشار زیاد

بالاخره موفق شد این بوت های تنگ

 

رو به پای این کوچولو کنه...

 

که یه دفعه بچه میگه : این بوت ها مال من نیست...!!!

 

خانم جوان با یک بازدم طولانی و کله تکان دادن که انگار مصیبت

بزرگی گریبانگیرش شده، با خستگی

 

تمام نگاهی به بچه انداخت و گفت : آخه چی بهت بگم

 

دوباره با زحمت بیشتر این بوت های بسیار تنگ رو در آورد

 

وقتی تمام شد،پرسید : خب حالا بوت های تو کودومه؟؟

 

بچه گفت:همین ها بوت های برادرمه،ولی مامانم گفته اشکالی نداره

میتونم پام کنم [ من :| ]

 

مربی که دیگه خون خونشو میخورد،سعی کرد خونسردی خودشو

حفظ کنه و دوباره این بوت های

 

تنگ رو به پای بچه نمیرفت،پاش کرد :)

 

یک آه طولانی کشید و گفت : خب حالا دستکش هات کجان؟؟؟ توی

جیبت که نیستن؟؟؟

 

بچه گفت...

 

خب توی بوت هام بودن دیگه...!!!

 

________________

 

به خدا منم یه قربانی بودم تو این ماجرا

===========================================

 

ﺗﻮ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺑﻮﺩﯾﻢ ، ﮔﻔﺘﻢ ﺍﻩ ﺍﻩ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﺪ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﻪ ،

 

ﮐﻮﺗﺎﻫﻢ ﻧﻤﯿﺎﺩ، ﯾﻪ ﺑﻨﺪ ﻭﺳﻄﻪ !..

 

ﯾﻬﻮ ﺧﺎﻧﻢ ﮐﻨﺎﺭﯾﻢ ﮔﻔﺖ : ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ! ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﯿﺴﺖ !

 

ﭘﺴﺮ ﻣﻨﻪ ..

 

ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯼ ﻭﺍﯼ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺷﻤﺎ ﻣﺎﺩﺭﺷﯿﻦ ؟

 

ﺳﺮﺥ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺑﮑﺶ !! ﻣﻦ ﺑﺎﺑﺎﺷﻢ ....

 

ﺍﺻﻦ ﯾﻪ ﻭﺿﯿﻪ ﻫﺎﺍﺍﺍﺍ 

 

روم ب ديوارررر 

================================================================

ﺭﻭﻧﺪ ﺗﮑﺎﻣﻠﯽ ﻋﮑﺲ ﭘﺮﻭﻓﺎﯾﻞ ﺩﺧﺘﺮﺍﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ

 

ﻣﺎﻫﻪ ﺍﻭﻝ = ﻋﮑﺲ ﮔُﻞ ﯾﺎ ﻣﻨﻈﺮﻩ

 

ﻣﺎﻫﻪ ﺩﻭﻡ = ﻋﮑﺲ ﯾﻪ ﺣﯿﻮﻭﻥ ﺗﺮﺟﯿﺤﺎً ﮔُﺮﺑﻪ

 

ﻣﺎﻫﻪ ﺳﻮﻡ = ﻋﮑﺲ ﯾﻪ ﺑﭽﻪ

 

ﻣﺎﻫﻪ ﭼﻬﺎﺭﻡ = ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﺧﺎﺭﺟﯽ ﺗﺮﺟﯿﺤﺎً ﺳﻠﻨﺎ ﮔﻮﻣﺰ

 

ﻣﺎﻫﻪ ﭘﻨﺠﻢ = ﻋﮑﺲ ﺧﻮﺩﺵ ﺷﻄﺮﻧﺠﯽ

 

ﻣﺎﻫﻪ ﺷﺸﻢ = ﻋﮑﺲ ﻧﺼﻔﻪ ﺻﻮﺭﺗﺶ، ﺳﯿﺎﻩُ ﺳﻔﯿﺪ

 

ﻣﺎﻫﻪ ﻫﻔﺘﻢ = ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ ﻧﺼﻔﻪ ﺻﻮﺭﺗﺶ، ﺳﯿﺎﻩُ ﺳﻔﯿﺪ

 

ﻣﺎﻫﻪ ﻫﺸﺘﻢ = ﻋﮑﺲ ﮐﺎﻣﻞ ﺻﻮﺭﺗﺶ

 

ﻣﺎﻫﻪ ﻧﻬﻢ = ﻋﮑﺲ ﺑﺎ ﺭﻭﺳﺮﯼ، ﻣﻘﻨﻌﻪ ﯾﺎ ﺷﺎﻝ

 

ﻣﺎﻫﻪ ﺩﻫﻢ = ﺑﯽ ﺭﻭﺳﺮﯼ،ﻣﻘﻨﻌﻪ ﯾﺎ ﺷﺎﻝ

 

ﯾﺎﺯﺩﻫﻢ = ﺗﻤﺎﻡ ﻗﺪ، ﺑﺎ ﻣﺎﻧﺘﻮ

 

ﺩﻭﺍﺯﺩﻫﻢ = ﺗﻤﺎﻡ ﻗﺪ ﺑﯽ ﻣﺎﻧﺘﻮ

 

ﺳﯿﺰﺩﻩ ﻭ ﭼﻬﺎﺭﺩﻩ ﻭ ﭘﻮﻧﺰﺩﻩ = یه صلوات بفرست ﺧﻮﻧﻮﺍﺩﻩ ﻧﺸﺴﺘه!

امیدوارم  خوشتون اومده باشه  ....

[ ] [ ] [ مرسا ] [ ]

به راحتی میتونید حرکت قطارو تغییر بدید!

فقط کافیه بهش نگاه کنین و بگین عوض شو تمرکز فراموش نشه

[ ] [ ] [ طوطی ] [ ]


تا به کی باید دویدن،خیری از دنیا ندیدن 

در جهان بی مروت،مزه غم را چشیدن

                                             تا به کی باید نبودن،با عدم همزاد بودن

                                             اینچنین با سرخ رویی،از حقارتها سرودن

تابه کی بایدشکستن،درکنارغم نشستن

فارق از امیدواران،دل به ناامید بستن

                                            تا به کی فریادکردن،قلب دشمن شادکردن

                                            دائما خلوت خود،گوشه ایی غمباد کردن

تا به کی بایداسیری،قفل به زنجیرحقیری

ازجوانی بی نشانه،همنفس با گرد بیری

                                          تابه کی مفلوک ورسوا،درجماعت خواروتنها

                                          چشم امید و تمنا، بر دو دست گورکن

تا به کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

[ ] [ ] [ طوطی ] [ ]

اخ چه کیفی داره  ... منم از اینا موخام

دست دست به افتخارشون 

 

اقا این پستو گذاشتم ملت شاد شن 

خدایا یعنی ممکنه این پست حذف شه

صحنه غیر مجازی هم که توش نداره 

اقا اینا رو بیخیال بزن دست قشنگه رو خخخخ

 

[ ] [ ] [ SIB ] [ ]
دفتر عشـــق که بسته شـد
دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونیکه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوری تو کارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
برای فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازی عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نمیکنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاکیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاریکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم
دوسـت ندارم چشمای مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تیر خـــــــــــــــــلاص رو
ازاون که عاشقـــت بود
بشنواین التماسرو
...............
.........

....

..

دوست مجازی من....

چند وقت است برایت مینویسم و تو میخوانی...

وگاهی تو مینویسی و من میخانم...

دوست مجازی من ....

این روز ها درد دل هایمان را به زبان نمی اوریم..

تایپ میکنیم...

مانده ایم اگر این دنیای مجازی نبود...

روی دیوار حساس چه کسی مینوشتیم...

نامت زیباست ..

اما فسوس مجازی هستی ....

 

 

[ ] [ ] [ SIB ] [ ]
به نام آفريننده عشق

درود اين اولين پستمه اميدوارم خوشتون بياد

در شب سرد زمستانی در نیمه های شب در حالی که پاسی از نیمه شب گذشت بود و برف به شدت می بارید و تمام کوچه و خیابان ها را سفید پوش کرده بود از ابتدای کوچه دیدم که در انتهای کوچه کسی سر به دیوار گذاشته و روی سرش برف نشسته است!

باخود گفتم شاید معتادی دوره گرد است که سنگ کوب کرده!

جلو که رفتم دیدم او یک جوان است!

او را تکانی دادم!

بلافاصله نگاهم کرد و گفت چه میکنی!

گفتم جوان مثه اینکه متوجه نیستی!

برف برف!

روی سرت برف نشسته!

ظاهرا مدت هاست که اینجایی!

مریض می شوی!

خدای ناکرده می میری!

اینجا چه میکنی!؟!

جوان که گویی سخنان مرا نشنیده بود! با سرش اشاره ای به روبرو کرد!

دیدم او زل زده به پنجره خانه ای! فهمیدم عاشق شده! نشستم و با تمام وجود گریستم! جوان تعجب کرد! کنارم نشست! گفت تو را چه شده ای پیرمرد! آیا تو هم عاشق شدی؟!

گفتم قبل از اینکه تو را ببینم فکر میکردم عاشقم![عاشق مهدی فاطمه] ولی اکنون که تو را دیدم[که چگونه برای رسیدن به عشقت از خود بی خود شده ای]فهمیدم که من عاشق نیستم و ادعایی بیش نبوده!

مگر عاشق میتواند لحظه ای به یاد معشوقش نباشد!!!

شیخ رجبعلی خیاط

[ ] [ ] [ محسن یگانه ] [ ]

جواب سلام را با علیک بده ،

       جواب تشکر را با تواضع،

              جواب کینه را با گذشت،

                 جواب بی مهری را با محبت،

                         جواب ترس را با جرأت،

                                جواب دروغ را با راستی،

                                        جواب دشمنی را با دوستی،

                                                جواب زشتی را به زیبایی،

                                                        جواب توهم را به روشنی،

                                                                جواب خشم را به صبوری،

                                                                         جواب سرد را به گرمی،

                                                                               جواب نامردی را با مردانگی،

                                                                                        جواب همدلی را با رازداری،

                                                                                                جواب پشتکار را با تشویق،

                                                                                                      جواب اعتماد را بی ریا،

                                                                                               جواب بی تفاوت را با التفات،

                                                                                       جواب یکرنگی را با اطمینان،

                                                                               جواب مسئولیت را با وجدان،

                                                                       جواب حسادت را با اغماض،

                                                              جواب خواهش را بی غرور،

                                                        جواب دورنگی را با خلوص،

                                                 جواب بی ادب را با سکوت،

                                         جواب نگاه مهربان را با لبخند،

                                  جواب لبخند را با خنده،

                           جواب دلمرده را با امید،

                   جواب منتظر را با نوید،

           جواب گناه را با بخشش،

                                                و


                                                     هیچ وقت هیچ چیز و هیچ کس را بی جواب نگذار …

                                                                             مطمئن باش هر جوابی بدهی

                                                                                             یک روزی

                                                                                              یک جوری

                                                                                                یک جایی

                                                                                             به تو باز می گردد

 

 

 
 

اینقدم  نگو  تصویر زیاد  نده  ....دههههه  مال خودمه  چیتال دالین

[ ] [ ] [ مرسا ] [ ]
خخخخخخخ دوباره سلام

دیروز این پستمو پاکیدم اخه پشیمون شدم

 

ولی ایندفه دیه میرم قول میدم خخخخخخ

 

حالا باز خوبی بدی دیدین حلال کنین و هیچی

 

این دم اخر ی یادی از استاد تتلو مینمویم خخخ

 

استاد تتلو می فرماید:بیخیال بازنده بودنم

 

 

جایی شنیدی سازنده اون منم

 

 

خییلی وقتا کم اوردم

 

خدافظی کردم

 

 

ولی بازم ک اومدم

 

دیه با اجازتون من برم دلم براتون تنگ میشه 

 

 

باااااااااااااااااای بااااااااااااااااااااااااای

[ ] [ ] [ raha14 ] [ ]
سلام علیکم خدمت دانشمندای عزیز کچلباند 

میدونم اسممو دیدین خوشحال شدین شرمنده نکنین بشینین

اولا من ماست بخورم بخوام خدا باشم همشو محض شوخی و خنده نوشتم  دوما خو ی حس دیگه .....کنجکاوی برو ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ baharak ] [ ]
در يك شركت بزرگ ژاپني كه توليد وسايل آرايشي را برعهده داشت، يك  مورد به ياد ماندني اتفاق افتاد

شكايتي از سوي يكي مشتريان به كمپاني رسيد. او  اظهار داشته  بود  كه  هنگام  خريد  يك بسته صابون  متوجه شده بود كه  آن قوطي خالي است.

بلافاصله  با تأكيد و پيگيريهاي مديريت ارشد  كارخانه  اين مشكل  بررسي،  و دستور صادر شد كه خط بسته بندي اصلاح گردد و قسمت فني  و مهندسي نيز تدابير لازمه را جهت پيشگيري از تكرار چنين مسئله اي اتخاذ نمايد.  

مهندسين نيز دست به كار شده و راه حل پيشنهادي خود را چنين ارائه دادند:

پايش (مونيتورينگ)  خط بسته بندي با اشعه ايكس

بزودي سيستم مذكور خريداري شده و با تلاش شبانه روزي گروه مهندسين،‌ دستگاه توليد اشعه ايكس و مانيتورهايي با رزولوشن بالا نصب شده  و خط مذبور تجهيز گرديد.

سپس دو نفر اپراتور نيز جهت كنترل دائمي پشت آن دستگاهها به كار گمارده شدند  تا از عبور احتمالي قوطيهاي خالي جلوگيري نمايند.  

نكته جالب توجه در اين بود كه درست همزمان با اين ماجرا،  مشكلي مشابه  نيز در يكي از كارگاههاي كوچك توليدي پيش آمده بود اما آنجا  يك كارمند معمولي و غير متخصص آنرا به شيوه اي بسيار ساده تر و كم خرجتر حل كرد:  

تعبيه يك دستگاه پنكه در مسير خط  بسته بندي تا قوطی خالی را باد ببرد!!!


 هر احمقی می تواند چیزها را بزرگتر، پیچیده تر و خشن تر کند؛ برای حرکت در جهت عکس، به کمی نبوغ و مقدار زیادی جرأت نیاز است

آلبرت انشتین

[ ] [ ] [ ایران ] [ ]


اگر سفر نکنی،


اگر کتابی نخوانی،


اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،


اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی


زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،


وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی


اگر برده‏ی عادات خود شوی،


اگر همیشه از یک راه تکراری بروی …


اگر روزمرّگی را تغییر ندهی


اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،


یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی


اگر از شور و حرارت،


از احساسات سرکش،


و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،


و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،


دوری کنی . .. .،

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

اگر هنگامی که با شغلت،‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،


اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،


اگر ورای رویاها نروی،


اگر به خودت اجازه ندهی


که حداقل یک بار در تمام زندگی‏ات


ورای مصلحت‌اندیشی بروی . . .


امروز زندگی را آغاز کن!


امروز مخاطره کن!



امروز کاری کن!


نگذار که به آرامی بمیری!


شادی را فراموش نکن!

 

[ ] [ ] [ مرسا ] [ ]
 

دل ...


اتفاقی ترین اشتباه دنیاست...!!


بسته میشود،جاییکه نباید...


کنده میشود،جاییکه نباید...!

 

 

 

 

ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘــــﯽ ﺩﺧﺘــــﺮﯼ ﮐﻪ ﻭﻗﺘــــﯽ
ﻋﺸﻘﺸﻮ ﻣﯽ ﺑﯿﻨـــﻪ ﺩﻟﺶ ﭘــﺮ ﻣﯿﮑﺸـــﻪ
ﺑﭙــﺮﻩ ﺗﻮ ﺑﻐﻠــﺶ ﻭﻟﯽ ﻧﺠــﺎﺑﺘﺶ
ﻧﻤﯿـــﺬﺍﺭﻩ .
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘــــﯽ ﭘﺴــﺮﯾﮑﻪ ﺣﺘﯽ ﯾﻪ ﺑــﺎﺭﻡ ﺑﻪ
ﺧــﻮﺩﺵ ﺍﺟـــﺎﺯﻩ ﻧﺪﺍﺩ ﺩﺳﺘــﺶ ﺑﻪ
ﻋﺸــﻘﺶ ﺑﺨﻮﺭﻩ ﻭﻟﯽ ﭘﺎﺵ ﺑﯿﻔﺘـــﻪ
ﺩﺳﺘـــﺎﺷﻮ ﻭﺍﺳﻪ ﻋﺸﻘﺶ ﻣﯿـــﺪﻩ ....
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘــــﯽ ﮐﺴــﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﻨـــﯽ ﻧﺪﺍﺭﻥ
ﻭﻟﯽ ﺭﻭﺯﮔـــﺎﺭ ﭘﯿـــﺮﺷﻮﻥ ﮐــــﺮﺩﻩ .
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘــــﯽ ﺩﻻﻣـــﻮﻥ ﮐﻪ ﺩﻟﺘﻨﮓٍ
ﮐﺴـــﺎﯾﯽ ﻣﯿﺸﻦ ﮐﻪ ﺍﺻﻼ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻦ ﺩﻝ ﭼﯿﻪ ؟
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘــــﯽ ﺧﻮﺩﺗــﻮﻥ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﺗﮏ
ﻭ ﺗــﻮﮎ ﺑﻌﻀـــﯿﺎﺷﻮ ﺗﺠـــﺮﺑﻪ ﮐﺮﺩﯾﻦ

 

 

 

 

زیادی

"زیادی" دوستـــت داشتم

می دانـــی اشتباه از کجاست ؟

از تو نیــست !

اشتباه از "مــن" است ...

هر جا رنجیـــدم به رویت نیاوردم

"لبخنـــد" زدم

فکر کردی درد ندارد

"محکــــم تر" زدی

 

 

 

صدای ما رو

از پشت شیشه ی مانیتور می شنوید...

مانیتوری که الان ، خیلیا پشتش بغض دارن

مانیتوری که الان ، خیلیا دستشون

زیر چونشونه

در ضمن ،

پشت همین مانیتور هم خیلیا دلشون گرفته

 

 

از "نبـــــــــودنــــــت" دلـــگـــير نيـــســـتم...
از اينـــکـــه روزگــــــاري "بــــــودي"، دلگـــيــــرم

 

 

 

 

می خواهی قضاوتم کنی ؟
کفش هایم را بپوش
راهم را قدم بزن
دردهایم را بکش
سال هایم را بگذران
بعد قضاوت کن !

 

 

 

 

 

 

[ ] [ ] [ SIB ] [ ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

زندگي دفتري از خاطره هاست
يك نفر در دل شب ، يك نفر در دل خاك
يك نفر همدم خوشبختي هاست ، يك نفر همسفر سختي هاست
چشم تا باز كنيم عمرمان مي گذرد ، ما همه همسفريم
سلام ما اینجا جمع شدیم تا باهم بودنو تجربه کنیم...
اینجا همه چی درهمه.....:)
امکانات وب