سلام 
این بار بعد مدت ها اومدم ی خاطره بنویسم از قدیم ندیما {مطلب طولانیه}
بزارین من قصه ی خودمو از اولین روزی که اومدم ب آریا چت تعریف کنم
حدودا سال 90 بود فکر میکنم شایدم 91 دقیقا یادم نیست
روزای اول که مسلما با کسی اشنا نبودم بعد ی مدت توی چت روم ی نفر رو دیدم
که ن پسر بود ن دختر {اون وقتا موقع ورود ب چت روم جنسیت 3 حالت داشت دختر پسر نامعلوم}
اون همیشه نامعلوم بود و منم حدس میزدم پسر باشه و اکثر اوقات توی چت روم حضور داشت
ولی از طرز حرف زدنش خوشم نمیومد جدی بود خونسرد بود شبیه مدیر مدرسه بود
اما بعد ی مدت ورق برگشت و کم کم حس خوبی بهش پیدا کردم با شوخی هایی که باهم میکردم
بهش فهموندم خوشم میاد ازش
ب مرور همه بچه های چت روم فهمیدن و دوست داشتن ما شروع شد
اولین باری ک ب کسی ک دوستش داشتم
گفتم ک دوستش دارم تو آریا چت بود هیچ وقت یادم نمیره ...
همیشه با هم قرار میزاشتیم در روز چندین بار سر میزدیم ب آریا تا با هم صحبت کنیم
وقتی دکمه ورود ب چت روم رو میزدم و صفحه لود میشد و اسمشو تو لیست میدیدم چشام برق میزد
گاهی حرفامون ب درازا میکشید و طولانی میشد و اصلا نمیفهمیدیم الان نصف شبه...
اون وقتا اپلیکیشن وجود نداشت کلا فضای مجازی نداشتیم اسمش بود اینترنت
که توی این اینترنت فقط چت روم داشتیم یاهو داشتیم با فیسبوک...
اون وقتا از تلگرام و اینستا خبری نبود در لاکچری ترین حالت ای دی یاهوی همدیگرو میگرفتن

ما راهمون از هم خیلی دور بود حدودا 700 km و ن همدیگرو دیدیم از نزدیک..
و ن عکس همو دیدیم... و ن اصلا صدای همو شنیدیم... هیچ و هیچ و هیچ... 

اما بیشتر از دو سال شب و روز با هم چت میکردیم و بعد گذشت 8 سال از اون روزها
هنوز جزوی از خاطرات قشنگ من هستش.. با اینکه الان نمیدونم کجایی و داری چیکار میکنی
اما همیشه آرزوی بهترین ها رو برات داشتم و امیدوارم تو زندگیت موفق و موید باشی...
یاد تموم بچه هایی که اون خاطرات رو ساختن بخیر...
مثل
amirali : بازیگوش و شوخ طبع با هم خیلی بحث میکردیم اما دوسش داشتم

حافظ یا مفاخر : نمیدونم همه اون وقتا ارزوشون بود برن کلاس مفاخری 

Sara..: خواهر بزرگتر بچه ها بود مهربون و دوست داشتنی 

Bardiya : دوست قدیمی صمیمی و با معرفت

Donya : خوب یادم نیست ولی عشق امیرعلی بود و دوست یواشکی من

Hosein72 : ملقب ب حسین گاو کش که البته میگفتن تا حالا چغوکم نتونسته بکشه
khoonasham : واقعا خونی عشق بود دوست دارم 

دکی نونوش : ی دختر روانی 

محیا : فوق العاده دوست داشتنی بود 

saraz : عشقم 




مینا : خانوم مارپل بودن ایشون روانی 

law man : وکیل دوست داشتنی و اقای چت روم 
احساس : عجیب غریب و خیلی مبادی اداب


دکتر : محترم و دوست داشتنی 

SEEYED : صابخونه
واقعا مدیر خوبی هم داشتیم

Arash - baran68 - DokhtarKosh - esmaeil2 - makro - pichak - raha14 - saba23 - W__o0o__W
آس - آیدین - ایران - پارمیس - پرنیان جونی - پروا - ترنم عاشقان - صادق - نسیم صحرا - کوروش کبیر 

هر دوست عزیزی که اسمش از قلم افتاد ب بزرگی خودش ببخشه راستش بعد گذشت
این همه سال حق بدین بعضی از بچه ها رو یادم نیاد روی تموم خاطرات کمی گرد و غبار نشسته
عجب دورانی بود اون زمان دیگه تکرار نمیشه...
چه روز ها و چه شب هایی رو کنار هم دیگه خوش گذروندیم حیف...
دلم برای همتون تنگ شده حتی کسایی که فحش میدادن..
خدا میدونه کدوم از اهالی زنده هستن... کدوم دیگه توی دنیا نیستن ...
کیا متاهل شدن و کیا مجردن هنوز... کیا بچه دارن شدن... کیا....... عجب دنیاییه
تو این وضعیت اقتصادی هر کسی سرگرم مشکلات خودشه اما لطفا کامنت بزارین
و از خودتون بگین حداقل در حد ی سلام.....
درسته از نظر فیزیکی چت روم نابود شد ولی توی دل هامون هست.. همتون هستید
آریا چت تنها چت رومی هست که شاید هیچ موقع یادم نره اسمش و خاطرات زیباش.....
پایان